جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی وبلاگ اختصاصی محمود اقبالی

 
عملیات فرشتگان
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٤  
به بهانه دستگیری عبدالمالک ریگی
عملیات فرشتگان
دکتر برات شمسا
گفته بودم که ریگی بلوچ نبود، او در کنار بیگانه ماوا گرفته و تصور می کرد با گردنه گیری و آتش زدن مینی بوس و جنایت در شب تاسوکی و خزیدن در پناه تاریکخانه های انگلیسی و بوسه زدن بر تجهیزات آمریکایی و با حنجره " العربیه" سخن گفتن و با اطلاعات قصابان غزه عمل کردن و با قاتلان شیعه در عراق، یک پیاله چای خوردن، هفت تیر کشیدن و تگزاسی رفتار کردن و کشتن دست بسته بیگناهان و ادای چریک در آوردن و ریش گذاشتن و ژست مذهبی در آوردن، نمی توانست ره به جائی ببرد و نبرد. وقتی خون دو سردار شمال خراسان به همراه مظلومان دیگر در عملیات ناجوانمردانه در سیستان، زمین ریخته شد، نوشتم که خونریزی، آنهم به ناحق، دامن گیر آدم می شود، بخصوص خونی که از آن دو عزیز ریخته شد، به سال نخواهد کشید که تقاص پس خواهند داد و اینگونه شد. این سنت الهی است. سر طبیعت است. روش جاری قوانین خدائی است. از این دست دادن و از آن دست پس گرفتن است. هر عملی که خارج از این چهارچوب باشد، کف روی آب است. ریگی کفی آلوده روی آب بود، ریگی در بیابان بود. نه موجی بود، نه جریانی، نه تشکیلاتی، نه حزبی، نه ایدئولوگی، هیچ.

او وقتی خون بی گناهی از مردم مسافر را در تاریکی شب با پیاده کردن از مینی بوس بر زمین ریخت، مرد. هنگامیکه مردم مسجد نشین را تکه پار کرد، گور خود را کند. وقتی ماموران مرزبان این مرز و بوم را به گروگان برد، اسیر شد. زمانیکه ماشین بمب گذاری شده را برای عملیات انتحاری به کلانتری زد، انتحار کرد. وقتی امام جماعت مسجدی را ترور کرد، ترور شد. آن هنگام که تلاش کرد طوایف بلوچ را دنبال خود بکشد، تنها شد. وقتی دنبال بر هم زدن وحدت دیرین سنی و شیعه بر آمد، طرد شد. زمانی که چند نقطه را به آتش کشید، آتش گرفت. عمران وآبادی خطه سیستان و بلوچستان را دید، خراب شد. ریگی کسی نبود، ریگی اوج حقارت و زبونی دشمن بود. ریگی ملعبه بود.

ریگی سمبل کینه انگلیس بر علیه انقلاب اسلامی بود. ریگی نهاد نفرت آمریکا از ایران بود. ریگی خشم شاهزادگان عرب نسبت به همسایه بود. ریگی نماد خودساخته بی سرانجام القاعده ایرانی بود. ریگی نطفه نامشروع نوعی از طالبانیسم ایرانی بود.

ریگی زائیده تزویر بود. ریگی حربه مذهب علیه مذهب بود، ریگی دست پخته بلندگوهای اجنبی بود.
ریگی تجربه شکست دوباره استعمار بود. ریگی مولود افغانستان توسط امریکا و ناتو بود. ریگی بغض دشمن بود. ریگی دستاورد سرایت افکار طالبانی در مدارس بلوچستان بود. ریگی باز هم شکست توطئه خام آمریکا شد. ریگی باز هم تجربه شکست غرب شد. ریگی زنجیره ی پاره شده از سی سال توطئه بر علیه انقلاب اسلامی شد.
ریگی سمبل شکست غرب شد. ریگی آبروریز رسانه های بیگانه شد. ریگی افشای ماهیت مدعیان دروغین حقوق بشر شد. ریگی سند دخالت بیگانگان شد. ریگی، ریگ کفش بیگانگان شد. دشمن تصور می کرد ریگی یک خطر برای انقلاب بود. اما همه دیدند که او یک زحمت خام و ناپخته بود.

اینک این زحمت دستگیر شد. خون بی گناهان، پاکان، خون نور علی، خون آقا رجب، شهدای عزیز و سرداران یگانه شمال خراسان کار خود را کرد.

و این عملیات، عملیات فرشتگان بود. اینبار فرشتگان دست به کار شدند و از آسمان به زمین آمدند تا تقاص پاک ترین فرزندان ایران زمین را بگیرند و گرفتند
درود خدا بر آنان باد.

کلمات کلیدی: عبدالمالک ریگی
 
زمانه شریعتی پسر سخت تر است
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠  

زمانه شریعتی پسر سخت تر است

احسان شریعتی


در این روزهایی که امید و ناامیدی با هم توام اند، در این لحظاتی که ما در حال تجربه متناقض ترین احساسات بشری هستیم، در این عمیق ترین لحظه های تاریخ که ما ایستاده ایم نشستن و گفت وگو درباره گذشته شاید بی معنی باشد اما اگر آن گذشته تنها چاره ما برای سخن گفتن درباره امروز باشد از آن گریزی نیست. برگزار نشدن مراسم سالگرد شریعتی بهانه ما برای گفت وگو با احسان است که این روزها وجودش پر از امید است.



-امسال همایشی برای بزرگداشت شریعتی برگزار نشد. آیا به دلیل پیش بینی عدم امنیت سالن چنین تصمیمی گرفتید یا فکر می کردید حرف زدن درباره شریعتی در چنین فضایی موضوعیت ندارد؟
امسال قرار بود سی ودومین سالگرد دکتر درباره «نوگرایی و بنیادگرایی» در حسینیه ارشاد برگزار شود، من هم یکی از سخنران ها بودم و موضوع صحبتم تداوم راه شریعتی پس از او بود و طرح این پرسش که چرا این «تداوم» به صورت مطلوب عملی نشد یا چرا پروژه شریعتی که تداوم یک طرح پس از سیدجمال و اقبال بود، تحقق نیافت؟ و پاسخ آنکه خلاف تصور رایج، هرچند به ظاهر تداوم گرانی در قد و قامت شریعتی در طرح اصلاحگری و پروژه دین پیرایی (رفرماسیون) ظهور نکردند، اما نسلی از روشنفکران و تلاشگران با بذل جان و جوانی خویش در این راه گام نهادند و امروزه طیفی از کادرهای ارجمند تداوم گر راه شریعتی در جامعه حضور دارند. 

و این رسالت مهم را دیگر نباید فقط در چهره های منفرد جست وجو کرد. و نیز اینکه شریعتی به عنوان یک چهره فرهنگی که ادبیاتش در انقلاب ایران منتشر و شناخته شده، به عنوان «راه» یا «خط مشی» اجتماعی هنوز درست شناخته نشده است. خود ما که شریعتی را به عنوان یک راه می فهمیدیم و تعقیب می کردیم به شرایط انقلاب 57 برخوردیم و این شرایط و حوادث بعد از آن جوی را به وجود آورد که مانع تداوم این راه شد و اتفاقاً چون مشابه شرایط امروز است روی همین نکته می توان ایستاد و لختی درنگ کرد.
 
در همین چند هفته دیدیم چگونه در جو پسا- انتخاباتی پیش آمده بزرگداشت مرسوم هرساله شریعتی معلق و معوق شد،و این شرایط خود، مورد و موقع مناسبی برای طرح این پرسش است که تداوم راه شریعتی یا طرح نواندیشی مذهبی و ملی ما با چه محدودیت ها و موانع بیرونی روبه رو بوده است. همچنین بسیاری از مضامین فکری شریعتی را هم از نظر محتوایی و هم به لحاظ شرایط واقعی مادی، می توان در همین صحنه آزمود.اگر طرح مورد نظر شریعتی را به عنوان یک پروژه اجتماعی- فرهنگی یعنی همان نوزایی تمدنی و دین- پیرایی تاریخی (رنسانس و رفرماسیون) در نظر بگیریم، در برابر او پروژه دیگری پس از انقلاب قوت گرفت که هرچند هنوز اسم مناسب خودی را پیدا نکرده، در غرب آن را نوعی بنیادگرایی می خوانند. در دوره انقلاب پدیده یی به وجود آمد که پیش از آن حتی می توان گفت در آثار خود شریعتی هم به صورت موجود غایب بود. در آثار دکتر «تشیع صفوی» مشخصاتی دارد که با اسلام طالبانی و اسلام تحجر نوظهور صددرصد همخوان نیست.
 
تشیع صفوی نوعی تشیع سازش و انفعال بود که به دلیل مناسباتش با سلطنت پس از صفویه تا قاجار، مورد نقد شریعتی قرار گرفته بود. ولی پس از انقلاب جریانی به وجود آمد که بخش هایی از ادبیات اسلام انقلابی را هم به کار می برد و ترکیبی از گرایشات مختلف می نمود که از ادبیات همه گرایشات فکری استفاده می کرد و همه را کنار می گذاشت. این پدیده بدین نحو در آثار شریعتی پیش بینی نشده بود. او از اسلام انقلابی در برابر خلافت های اسلامی سخن می گفت. در نتیجه اگر ادبیات شریعتی در برآمدن انقلاب موثر بود، در خروجی نظام برآمده از آن خیزش به حاشیه رانده شد. به تعبیر برخی از اندیشمندان نظام، اندیشه آن معلم بیشتر به درد «تخریب» می خورد تا «تاسیس»،پس مساله نخست رشد تفکری رقیب در برابر نواندیشی دینی بود. سپس حوادث و شرایط سیاسی بود که مانع از این می شد که پیروان راه شریعتی بتوانند راه فرهنگی عمیق و بلندمدت خود را در جامعه پی گیرند و تبعات چنین شرایط نامساعد بیرونی بر ایشان تحمیل می شد.

-شما به عنوان پوینده راه پدر چگونه (و در کدام نکات) استقلال رای و فاصله انتقادی خود را نسبت به افکار پدرتان حفظ کردید؟
شریعتی از همان آغاز برای من و ما یک معلم و آموزگار یک روش بود. او به ما می آموخت در نقد و بررسی آرای او، شاگرد او باشیم. بنابراین همیشه شاگردانش در بحث و جدل با او، از او می آموخته اند. یعنی در عین اینکه سخت به او علاقه مند بودند اما هیچ گاه مرید کور او نشدند. پس مهم تر از نظریات و تزها روش شناسی اندیشه های او بود که شامل شیوه هایی پویا و متغیر و متناسب و متعامل با زمینه و زمانه بود. 

مهم تر از اندیشه و روش، سنخ شناسی یا تیپولوژی موفقی بود که او به لحاظ وجودی از خود ارائه می داد. در تاریخ روشنفکری ما تیپ های چندساحتی همگونی که هم ملی- مردمی بوده باشند و هم مذهبی- اصلاحگر، هم آزادیخواه و هم عدالت طلب، هم اهل تفکر و پژوهش، هم اهل معنویت و عرفان، هم متعهد سیاسی- اجتماعی که به عنوان یک «منش» مرجع و رفرانس محسوب شوند، نادر بوده اند. اگر شریعتی جایی به لحاظ اخلاق فردی یا اجتماعی خراب می کرد، دیگر شریعتی نبود. پس او به رغم هر ضعف ذهنی و روش متصوری، به دلیل همین منش، شریعتی شد، یعنی نقاط ضعف محتمل ذیل نقاط قوت قرار می گرفتند و نه بالعکس.

در حوزه نظر، خود من مثلاً در بحث «امت و امامت» نسبت به کم توجهی به اصل «تناوب» انتقاد داشتم. یا از این تاکید او در برخی متون بر «اسلامی که تولدی نو می یابد»، می پرسیدم منظور از کلیتی ذاتی به نام «اسلام» کدام اسلام بود؟ امروز می دانیم ما یک اسلام نداریم، بلکه به تعداد مسلمان ها در جهان، جهان های گوناگونی از «اسلام ها» داریم. و گاه فاصله این اسلام ها مشمول همان اصل «مذهب علیه مذهب» می شود. اسلام نواندیشیده یا طالبانی؟

-اما به نظر می رسد برخی از طرفداران شریعتی در یک شریعتی تاریخی متوقف شده اند و از شریعتی دهه 50 با آن شرایط ویژه تاریخی زاویه نگرفته باشند و هنوز همان بحث ها را در جامعه یی طرح می کنند که 30 سال حرکت کرده است. در بسیاری از مواقع هم در هیئت وکیل مدافع های شریعتی ظاهر می شوند و در مقابل اتهاماتی که به شریعتی وارد می شود باز با همان زبان دفاع می کنند.
اکثریت پویندگان این مسیر از روز نخست می دانسته اند «وفا» به آموزه های اساسی آن معلم، نه تکرار و تقلید و تعصب اقوال، که تحول و تکامل و تعالی تعالیم و احوال اوست. پس با نوآوری و راهیابی درست و درک نیازها و مقتضیات جدید، باید نوآفرینی کرد و سخن نو آورد. البته همیشه در همه «ملل و نحل» برخی از پیروان هم درجا می زده اند و دچار تصلب می شده اند.

-پس برای مبتلا نشدن به این ویژگی این بحث را مطرح می کنم که شریعتی با یک دیکتاتوری عریان مواجه بود. زبان و ادبیات و اهرم اعتراض شریعتی در این دوره چقدر کاربرد دارد؟
در تفکر شریعتی تضاد بین دین و دموکراسی حل شده است. حاکمیت دین حقیقی در نظر او تنها در حکومت مردم (مردمسالاری، جمهوریت) می تواند تحقق پذیرد. تنها مردم اند که نمایندگان خدا (پیشوایان زمان و وارثان زمین) هستند. به اعتقاد او در حوزه اجتماعی هر جا سخن از معامله با «الله» است، می توانیم کلمه «ناس» را جایگزین کنیم. در تفکر او حکومتی دینی تر است که دموکراتیک تر است. در همه جوامع تاکنونی همواره نهادها و اقشاری وجود داشته اند که خود را سایه یا نماد خدا و متخصص و متولی متون و منابع مقدس دانسته و منافع و سیادت خود را با نفس دین اشتباه گرفته اند. شریعتی در مورد «تئوکراسی» نظر روشنی دارد و همواره تصریح کرده «حکومت دینی» به معنای حکومت طبقه یی خاص، نظام دینی مدنظر اسلام یا حکومت مردمی تراز توحید نیست.

اما در مورد دموکراسی های متعارف و رایج، اگر شریعتی از «لیبرالیسم» انتقاد کرده (نظریه «امت و امامت» در اواخر دهه 40 که در اوایل دهه 50 در «بازگشت به کدام خویش» تصحیح و تکامل یافت، مبنی بر اینکه چگونه می توانیم در شرایط «جهان سوم» به دموکراسی واقعی یا دموکراسی «رای ها» در برابر«راس ها» برسیم)، در دفاع از اصل آزادی همه جانبه و بلاقید و شرط و در راستای حاکمیت اصیل و بلاواسطه مردم بر مردم بود. 

توصیه معروف دکتر را به یاد داریم که «در جامعه یی که فقط دولت حق حرف زدن داشته باشد، هیچ حرفی را باور نکنید،»او با طرح پیش شرط های لازم در این راستا، می کوشید نقش روشنفکران را روشن کند. در چنین جوامعی به نظر او و به عنوان یک آزادیخواه ملی- مردمی فعال، روشنفکران بیش از طرح صوری شعارهای لیبرال، باید انتقال «آگاهی های دموکراتیک» به جامعه را وجهه همت خود سازند. جمله معروف که «اگر نمی خواهی به هیچ دیکتاتوری دچار شوی بخوان و بخوان» در همین راستا فهمیده می شود.

معمولاً اقتدارگرایان گوناگون از دموکراسی تنها قاعده رای گیری عمومی و اکثریت سالاری (پنجاه به علاوه یک) را گرفته اند. حال آنکه دموکراسی بیشتر احترام به حقوق «اقلیت» است. اگر اقلیت از اکثریت تبعیت می کند، از آن روست که اکثریت متقابلاً حقوق اقلیت را رعایت می کند چرا که هر اقلیتی روزی بدل به اکثریت می شود. نفس «تناوب» و «دور» است که دموکراسی را می سازد. تمرین همین تناوب خود «آگاهی بخش» است. مشکل تز «دموکراسی متعهد و مهتدی» این بود که نمی توان دموکراسی را تعلیق کرد تا مردم آگاه شوند.
 
بلکه تمرین دموکراسی خود به آگاهی مردم کمک می کند.جامعه یی می تواند به راستی «رای» دهد که از میزان معینی از آگاهی نسبت به دموکراسی و حاکمیت مردم برخوردار باشد، وگرنه رای او به راس تبدیل و خریده و خورده می شود.دموکراسی به وجود روشنفکری نیاز دارد که وظایفی بیش از انجام مراسم و شعائر برعهده گیرد. در همین حوادث اخیر می بینیم این تصور حاکم شده که دموکراسی یعنی اکثریت آرا و به نام آن می توان حقوق اقلیت را نادیده انگاشت و وجود و حضورش را تحمل نکرد.

-شما در شرایط امروز ایران ردپایی از آگاهی بخشی روشنفکر به جامعه آن گونه که در آثار دکتر آمده می بینید؟
وظیفه روشنفکران ارتقای خودآگاهی جامعه نسبت به معیارها و مفاهیم است. روشنفکران همواره افق ها و چشم اندازهای فکری و فرهنگی همه حرکت های اجتماعی را ترسیم کرده و می کنند و در این زمینه هم تاکنون موفق بوده اند. امروز دیگر آرا و آرمان های متفکران و روشنگران از دنیای ذهن بیرون رفته و در عرصه عمل و کنش اجتماعی به آزمون گذاشته و متبلور شده است. فرد و جامعه خودآگاه، آزاد و برابر دیگر تنها یک آرمان نیست بلکه به شکل برنامه عمل مطالباتی در جنبش مدنی جاری تعین یافته است. 

هرچند در موارد حاشیه یی، برخی از روشنفکران نشان دادند در شناخت موقعیت اجتماعی- سیاسی ناتوان و حتی گاه پرت- انگارند. و مثلاً پس از انتخابات اخیر، ضعف بعضی از این گونه تحلیل ها آشکار شد و اگر آنها را دوباره بخوانیم می توانیم بفهمیم کدام ها «آدرس های عوضی» داده اند.عوضی گرفتن موقعیت ها و جبهه های دوست و دشمن یا طرح دغدغه های کوچک خودمحورانه ذهنی توسط برخی از این بزرگان ضعف بخشی از روشنفکران را به عنوان «مرجع» اجتماعی- اخلاقی به نمایش می گذارد.

-آیا باید شریعتی باشی که این مرجعیت فکری را داشته باشی یا اینکه اصلاً زمان شریعتی بودن سپری شده است؟
نقش شریعتی، اگر در انقلاب نقش ایفا کرده باشد، ارائه «چشم اندازهای نو» برای جامعه بود. او به نسل ما نشان داد چگونه می توانیم نظام و جهان دیگری را بخواهیم و بسازیم و چرا آن وضع شایسته ما نبود. پس اعتراض به وضع موجود را به بدیلی عقیدتی و اجتماعی ارتقا بخشید.

شریعتی و مجموع روشنفکران در آن زمان شرایط ذهنی یا امکان ایجاد نظامی جایگزین را در ذهن مردم مهیا کردند. اما این طور نبود که الزاماً در صحنه عمل سیاسی نقش تعیین کننده داشته باشد. تفکر، فرهنگ و ادبیات و خاطره او موثر بود. تازه همان هم درست شناخته نشده بود، چون نظام فکری او نتوانسته بود توده یی شود و پیشقراولانی یابد که اجرایش کنند.

-شما وضعیت فعلی را چگونه صورت بندی می کنید؟
ما شاگردان شریعتی اصولاً به حوادث و تحولات کنونی از زاویه دید مصالح ملی و عالی مردم می نگریم نه از موضع تضادهای درونی نظام و جناح بندی های حاکمیت.درجه رشد تاریخی جامعه مدنی ایران و انتظارات مردم و جوانان فراتر از سطح پاسخ هایی است که تاکنون از سوی مسوولان به شکل رسمی ارائه شده است. برای نمونه، در جریان انتخابات اخیر، حضور میلیونی جاری نشانگر جنبش اجتماعی بی سابقه یی پس از انقلاب بود که هم به ترس و انفعال و بی تفاوتی عمومی «نه» گفت و هم به خشونت و جنگ داخلی و رادیکالیسم کور. حفظ همین روحیه مثبت و حضور قوی و آرام و ساکت و همسو و گسترده، امید به توفیق مردمسالاری و جمهوریت و حقوق و آزادی های بشر و شهروند را زنده نگاه می دارد. از این پس این اراده معطوف به زندگی توسط مردم تقدیر را ناگزیر و ناگریز از اجابت خواهد ساخت.

-اگر مبداء بحث را دیدگاه شریعتی درباره استعمار و امپریالیسم قرار دهیم، موضع گیری کشورهای دیگر را چگونه ارزیابی می کنید؟
غربی ها طبعاً از منظر بیرونی به مسائل ایران نگاه می کنند. و البته هر نظری هم که ابراز کنند، مورد سوءظن قرار می گیرند. چه سکوت کنند، چه اظهارنظر، گفته خواهد شد که غرض دارند. اما دیدگاه و انتظار ما باید از سپهرهای متفاوت غرب روشن باشد. واقعیت این است که موقع و مقام «افکار عمومی» مردم را در غرب باید از سیاست دولت ها جدا دانست. قدرت ها بنا به طبع و ماهیت، دلمشغول طرح افکنی های استراتژیکی- تاکتیکی، سیاسی- نظامی و محاسبه مطامع و منافع اقتصادی خویش اند. «عرصه عمومی» اما در غرب به ارزش ها و موازینی باور دارد که او را به حمایت و همبستگی با کلیه جنبش های مدنی و حقوق بشری در همه جهان فرا می خواند. پس جامعه مدنی مستقل از دولت ها، حتی در برابر آنها گاه به شدت مقاومت می کند. نمونه جنبش های صلح علیه جنگ افروزی های نومحافظه کاران.

-زمانه شریعتی پدر سخت تر بوده یا زمانه شریعتی پسر؟
مسلماً زمانه ما. به این دلیل ساده که در زمان شریعتی جبهه ها روشن بود؛ و دوست و دشمن مشخص. اما امروزه گفته می شود دوستان، دشمن شده اند یا دشمنان همان دوستان سابق اند، خلاصه از پیروزی انقلاب تا کنون، مرزها کمی مغشوش شد و جامعه ما که چندی در فضای «شبهه» یا توهم ارزشی قهقرایی به سر می برد، بار دیگر در معرض «فتنه» یا خطر واپس گرایی و نزاع خانگی قرار گرفته؛ پس در این شرایط و در زمان ما، اجتهاد و سمت یابی درست دشوارتر و بسا بغرنج تر از زمانه شریعتی است.

کلمات کلیدی: علی شریعتی ،احسان شریعتی
 
سید محمد خاتمی در خراسان رضوی :
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٠  
سید محمد خاتمی در خراسان رضوی :
به بهانه تخریب موسوی نظام وامام وملت راتحقیرمی کنند
به بهانه تخریب موسوی نظام وامام وملت راتحقیرمی کنند
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۷
Share/Save/Bookmark

استان خراسان رضوی - امروز کسانی هسند که به بهانه تخریب موسوی که رقیب انتخاباتی آنان است، نظام، امام(ره) و ملت را تحقیر می‌کنند و برای اینکه مهندس را خراب کنند می‌گویند در جنگ شکست خوردیم، ملت ما در جنگ خون دادند و فداکاری کردند تا اینکه دشمن را ناکام کردند و حتی یک وجب از خاک کشور را از دست ندادیم. 


سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق کشورمان عصر امروز در جمع پرشور بیش از 90 هزار نفر از حامیان مهندس میرحسین موسوی در ورزشگاه کارگران مشهد و خیابان منتهی به این مجموعه ورزشی، با بیان اینکه میرحسین موسوی به ارزش‌های نظام و ملت احترام می‌گذارد و می‌کوشد تا فشارها و تحقیرها نسبت ابران کم شود، گفت: امروز کسانی هسند که به بهانه تخریب موسوی که رقیب انتخاباتی آنان است، نظام، امام(ره) و ملت را تحقیر می‌کنند و برای اینکه مهندس را خراب کنند می‌گویند در جنگ شکست خوردیم، ملت ما در جنگ خون دادند و فداکاری کردند تا اینکه دشمن را ناکام کردند و حتی یک وجب از خاک کشور را از دست ندادیم.

سید محمد خاتمی با بیان اینکه آقایانی که دوران اصلاحات را به دوران فلاکت تعبیر کردند، می گویند در جنگ شکست خوردیم، اذعان داشت: من می گویم ما شکست خوردیم چون مدیران کلان انقلاب را انتخاب نکردیم و این 4 سال اخیر ما، پر شد از فساد.

رییس‌جمهور سابق کشورمان افزود: آقایان ادعا می‌کنند در زمان امام(ره) و دوران موسوی، هاشمی و خاتمی فساد همه‌جا را گرفته بود و آقایان آمده‌اند تا با فساد مبارزه کنند؛ این یعنی زیر سوال بردن همه کشور، انقلاب، رهبری و دستاوردهای بزرگ شما مردم.

خاتمی با طرح این سوال که فساد کجاست؟ افزود: طبق آمار معتبر بین‌المللی در این دوره 4 ساله، در میان 180 کشور دنیا رتبه فساد اقتصادی ایران با 54 رتبه تنزل به رتبه 141 رسیده و فساد اداری در ایران با 13 مرتبه تنزل به ره 106 رسیده است که گزارش دیوان محاسبات خودمان هم بر تخلفات صحه می‌گذارد.

وی همچنین گفت: من می‌گویم دولت من لایحه پول‌شویی یعنی یکی از مهمترین راه‌های مبارزه با فساد را تقدیم مجلس کرد، از دولت ضد فساد آقایان می‌پرسم سرنوشت این لایحه چه شد؟

رهبر اصلاحات در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه می‌گویند در دوره موسوی خفقان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در کشور حاکم بوده، افزود: گویا امام(ره) و دولت‌های مورد تایید ایشان ایجاد خفقان کرده‌اند و آقایان آمده‌اند با خفقان مبارزه کنند و نتیجه آن در این 4 سال به زندان رفتن و ستاره‌دار شدن دانشجویان است.

وی ادامه داد: من معتقدم هیچگاه چون امروز مردم مورد تحقیر و فشارقرار نگرفته‌اند و آزادی‌های مطلوب و مشروع جوانان، چون امروز محدود نشده است.

خاتمی با تاکید بر اینکه با آزادی اندیشه و مطبوعات آزاد هیچگاه در این حد مبارزه نشده است، افزود: من قبول دارم که در زمان دولت من هم روزنامه‌ها را می‌بستند و با آزاداندیشی برخورد می‌شد اما تفاوت اساسی بین این دو دولت وجود داردچرا که دولت اصلاحات همواره طرفدار آزادی و مخالف دستگیری و زندانی کردن آزاداندیشان بوداما امروز دولت، پیشتاز تعدیل مطبوعات و برخورد با آزاداندیشان است.

رییس بنیاد باران گفت: گسترش خرافات هیچ‌گاه چون امروز نبوده است و ادعاهای عجیب و غریب که قابل فهم اسلام، امام زمان(عج) و ارزش‌های دینی نیست ، چون امروز از سوی مسئولان رده بالای کشور رایج نبوده است.

وی با تاکید بر اینکه پژوهش‌های عمیق دینی و نشر معتبر دینی در این دوران کاهش یافته است، یادآور شد: در این دولت بجای نشر آثار پرمحتوا، آثار خرافی و بی‌محتوایی که سبب وهن اسلام و فرهنگ ایرانی و نیز رواج اختلاف بین اقوام و مذاهب است با پشتیبانی‌های مالی و اداری دولت رواج یافته است.

خاتمی با بیان اینکه دروغ، تهمت و بهتان در این دولت رواج یافته است، اذعان کرد: آمارهای نادر و پرونده‌سازی برای افراد و متهم کردن همه کس و همه چیز با توهمات باطل و آمارهای دروغ از اقدامات این دولت است.

رییس جمهور سابق کشورمان اولین انتظار مردم از مسئولان را پاسخگویی عنوان و تاکید کرد: بزرگترین مسئول اجرایی کشور می‌گوید تورم را به 16 درصد رساندیم و نمی‌گوید که از دولت قبل تورم 11 درصدی تحویل گرفته بودیم و قرار بود طبق برنامه چهارم توسعه، در سال 88 تورم یک رقمی شود؛ حتی به فرض که این ادعا درست باشد، 16 درصد افتخار است یا نشانه ناکامی شما؟

رهبر اصلاحات افزود: 16 خرداد آقایان اعلام کردند تورم 16 درصد است و روز 17 خرداد بانک مرکزی تورم را بالای 23 درصد اعلام کرد، چرا به مردم دروغ می‌گویید، چرا برای تخریب رقیب هر نادرستی را بیان می‌کنید؟ این سبب بی‌اعتمادی مردم به شما و به کل نظام می‌شود.

وی همچنین در بخش دیگری از سخنانش در خصوص انتخابات و روز رای‌گیری خطاب به ملت ایران گفت: خواهرم، برادر من، همه به صحنه بیایید که جمعه روز سرنوشت‌ساز است، بیایید و بگویید با دروغ مخالفیم،

ایران سرافراز می‌خواهیم، خواهان آزادی، استقلال و پیشرفت هستیم و از اندیشه های روشن امام(ره) در برابر توهمات و اندیشه های باطل دفاع می‌کنیم.

خاتمی ادامه داد: با حضور در پای صندوق‌های رای اعلام می‌کنیم که اخلاق را پاس داشته و بداخلاقی را نفی می‌کنیم؛ ما تصمیم گرفته‌ایم با اکثریت قاطع در انتخابات شرکت کرده و به سوی آینده‌ای بهتر که در آن عدالت، آزادی و اخلاق حاکم باشد حرکت کنیم.

وی با بیان اینکه میزان رای ملت و انتخابات قبله‌گاه مردم‌سالاری است اذعان کرد: در ایران عده‌ای می‌گویند رای مردم تزئینی است و اگر بتوانند یکسره انتخابات را حذف می‌کنند، حال اگر ما به صورت گسترده در انتخابات شرکت نکنیم، عده‌ای با رای اقلیت به صحنه آمده و اساس جمهوری اسلامی را با خطر مواجه می‌کنند.

رییس بنیاد باران افزود: خوشبختانه امروز به دلیل هوشمندی امام(ره) و رشادت‌های شهدای عزیز این اصول پا برجاست و برغم کارشکنی های آنهایی که نمی‌خواهند خواست اکثریت حاکم باشد، جمهوری اسلامی پابرجا است و ما می‌خواهیم پای صندوق های رای بیاییم تا معادلات ضد آزادی بهم زده شود.

رهبر اصلاحات ادامه داد: می‌آییم تا بگوییم با دروغ و تزویر مخالفیم و سیاست‌هایی که به لحاظ اخلاقی، اقتصادی و سیاسی به حیثیت ایران لطمه زده است نفی می‌کنیم، ما با همه وجود در انتخابات شرکت کرده و به میر حسین رای می‌دهیم.

وی با بیان اینکه من 10 سال در زمان امام(ره) در کابینه با مهندس موسوی همکاری داشتم، اذعان کرد: نخست‌وزیر موفق جنگ به کارشناسی احترام می‌گذارد و امروز می‌گویم میرحسین مدیری موفق، مومن و کاردان است.

رییس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه مهندس موسوی دلی هنرمند و ذهنی ریاضی و بینشی انسانی دارد، افزود: میرحسین انسانی است که به عدالت اما نه عدالت صدقه‌ای که عدالت توام با تولید ایمان دارد.

خاتمی تصریح کرد: مهندس موسوی به همه اقوام و عقاید به عنوان شهروندان این کشور احترام می‌گذارد، به حقوق شهروندی ایمان داشته و برای احقاق حقوق زنان و مردان ما تلاش می‌کند.

وی در توصیه‌هایی به هواداران مهندس موسوی گفت: عده‌ای می‌خواهند با اطلاعات نادرست و ایجاد درگیری و فضای ارعاب و ناامن جلوه دادن شرایط، شمار را در دام بیاندازند و لازم است تا با حفظ آرامش کامل، پاسخ خود را در پای صندوق رای به آنها بدهید.

سید محمد خاتمی جملات خود در خصوص روز انتخابات را با بیان اینکه «اینک شما و جمعه 22 خرداد و صندوق‌های رای و میرحسین موسوی» پایان داد.

کلمات کلیدی: سید محمدخاتمی
 
پیام مهندس موسوی به مردم سمنان
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٠  
پیام مهندس موسوی به مردم سمنان
پیام مهندس موسوی به مردم سمنان
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۱
Share/Save/Bookmark

مهندس میرحسین موسوی در پیامی به مردم سمنان از اینکه نتوانسته در جمع آنها حضور یابد عذر تقصیر خواسته است.

متن پیام مهندس موسوی خطاب به مردم استان سمنان به این شرح است:

"بسمه تعالی 

مردم شریف و مومن سمنان، دامغان، شاهرود، گرمسار، محروم شدن از دیدار با شما خوبان در شهرهایی که زنده کننده روح عارفان بزرگی چون علاء الدوله سمنانی، ابوالحسن خرقانی، بایزید بسطامی، منوچهر دامغانی و... است. در این روزهایی که شوق دیدارتان را داشته‌ام و دارم، برایم سخت است ولی از آنجا که با کریمان کارها دشوار نیست، امیدوارم این عذر تقصیر را برخدمتگزار کوچک خود ببخشایید و از خداوند نیز می‌طلبم که هر چه زودتر توفیق دیدارتان را نصیب گرداند؛ از این رو بر خود واجب می‌دانم مراتب تشکر و قدردانی خود را از زحمات همگی شما عزیزان، اقشار مختلف، روحانیت معظم، نهادها و سازمان‌ها و ستادهای منتسب به اینجانب ابراز دارم. سربلندی شما عزیزان، توفیق بهروزی و موفقیت همگان و اعتلا و سربلندی ایران و ایرانیان عزیز را از خداوند متعال خواهانم. 

میرحسین موسوی"


کلمات کلیدی: میرحسین موسوی
 
نامه سرگشاده علی مطهری به آقای احمدی نژاد
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٩  
جناب رئیس‌جمهور، برای اثبات صداقت خود دو روز فرصت دارید

دکتر علی مطهری در نامه‌ای سرگشاده به رئیس‌جمهور، درباره اظهارات ایراد شده از سوی وی در برنامه‌های انتخاباتی، خواستار شفافیت و صداقت بیشتری شده است تا شایبه سیاسی‌کاری از آن برنیاید.

به گزارش «تابناک» در این نامه آمده است:

جناب آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی و کاندیدای دوره دهم

با اهدای سلام و آرزوی توفیق برای جناب عالی، مباحث مطرح در تبلیغات انتخاباتی از سوی شما شبهات و پرسش‌هایی را پدید آورده که خوب است برای رفع این شبهات پاسخ آنها را بدانیم:

1. چرا در چهار سال ریاست جمهوری خود، نام مفسدان اقتصادی را اعلام نکردید و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دست به این کار زدید؟

2. چرا در میان افشاشدگان، نامی از وابستگان حامیان شما دیده نمی‌شود، در حالی که خوب می‌دانید در میان وابستگان برخی حامیان نامدار شما نیز چنین افرادی ـ در حد همین اتهام‌ها ـ هستند؟

3. آقای پالیزدار هم همین سخنان شما را به علاوه چند مطلب دیگر از همین سنخ مطرح کرد. چرا بر خلاف رکسانا صابری از او حمایت نکردید تا سرانجام پس از نه ماه سلول انفرادی (به گفته وکیلش) به 9 سال زندان محکوم شد؟

من پیشنهاد روشنی برای شما دارم. در این چند روز باقی مانده تا انتخابات برای اثبات صداقت و خلوص نیت خود، نام دست‌کم یک تن از نزدیکان حامیان مهم خود را ـ که در میان وابستگان برخی روحانیون سرشناس حامی شما هم پیدا می‌شوند و در گذشته مناصبی هم داشته‌اند ـ به عنوان مفسد اقتصادی اعلام نمایید تا مردمی که می‌پندارند یک ناجی واقعی برای رفع فساد پای به میدان گذاشته، قانع شوند که این افشاگری‌های شما برای خداست، نه برای خود و از ترس از دست دادن مقام ریاست جمهوری و در قالب یک پروژه سیاسی.

خود بهتر می‌دانید که اینجانب در دی ماه 82 یعنی سال‌ها پیش از جنابعالی مسأله فعالیت‌های اقتصادی برخی نزدیکان جناب آقای‌ هاشمی را مطرح کردم و خواستار شفاف شدن آن و رفع ابهامات شدم؛ بنابراین، نمی‌توان اینجانب را متهم به حمایت کور از افراد مورد انتقاد شما کرد. سخن در این است که آیا شما مبارزه با مفاسد اقتصادی را به عنوان یک حقیقت و در راستای اجرای عدالت قبول دارید یا به عنوان یک ابزار و وسیله برای پرونده‌سازی و استفاده از آن در رقابت‌های سیاسی؟

رفتار شما این دومی را تأیید می‌کند. این امر با اصولگرایی سازگار نیست، همچنان که انکار نظارت بر وضعیت فرهنگی جامعه از قبیل پوشش اسلامی و ممیزی کتاب که این روزها ورد زبان شماست، شما را از حوزه اصولگرایی خارج می‌کند.
اینجانب بارها گفته‌ام جنابعالی یک کاندیدای مستقل هستید و ارتباطی با اصولگرایی ندارید و پیروزی یا شکست شما پیروزی یا شکست اصولگرایی نیست. برای شما حرکت در مسیر رضای الهی را آرزو می‌کنم.

با تقدیم احترام، علی مطهری 18/3/88


کلمات کلیدی: علی مطهری ،احمدی نژاد
 
زنجیره انسانی جنبش سبز ایران در حمایت از میرحسین موسوی تکمیل شد
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٩  
زنجیره انسانی جنبش سبز ایران در حمایت از میرحسین موسوی تکمیل شد
زنجیره انسانی جنبش سبز ایران در حمایت از میرحسین موسوی تکمیل شد
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰۳
Share/Save/Bookmark
زنجیره انسانی جنبش سبز حامی میرحسین موسوی ساعتی پیش با استقبال پرشور مردم در خیابان ولیعصر تهران ساعتی پیش تکمیل شد.

کلمه:  زنجیره انسانی که از میدان تجریش در شمال پایتخت تا میدان راه‌آهن در جنوب تهران فریاد حمایت خود را در بلندترین خیابان پایتخت‌ از میرحسین موسوی اعلام کردند. 

گزارش‌ها حاکی است نوار سبز انسانی در سراسر خیابان ولیعصر تهران و در برخی مناطق در چند ردیف کشیده شد. 

به گزارش خبرنگاران کلمه در تهران مردم حاضر در بخش‌های مختلف این زنجیره انسانی با سر دادن شعارها و در دست داشتن پلاکاردهایی حمایت خود را از نخست‌وزیر دوران پر افتخار دفاع مقدس علنی کردند.

مردم حاضر با شعارهایی از جمله «رای ما یک کلام نخست وزیر امام»، «موسوی، موسوی، حمایتت می‌کنیم»، «احمدی کم می‌آره، ناموس وسط می‌آره»، «یا حسین، میرحسین» و «محمود زور نزن، مصلی پر نمی‌شه» به حمایت از کاندیدای مورد علاقه خود پرداختند.

در این زنجیره سبز که دو سوی خیابان ولیعصر را پر کرده بود، گروهی می‌گفتند «بگم ؟!» گروه مقابل پاسخ می‌دادند: «بگو، بگو، اما دیگه دروغ نگو».

زمانی که دسته‌ای از حامیان احمدی‌نژاد با موتور های خود در خیابان ولیصر حضور یافتند و شعارهایی تند علیه موسوی سر دادند، حامیان موسوی بدون هرگونه پاسخ متقابل فقط شعار دادند: «احمدی بای بای احمدی بای بای».

حاضران در زنجیره سبز مردم تهران که به شکل چند ردیفه درخیابان ولیعصر تشکیل شده است با در دست داشتن پلاکاردهایی، رعایت ادب از سوی دولتمردان را خواستار شدند.

در برخی از این پلاکاردها نوشته شده بود: «دروغ ممنوع»، «ادب مرد به ز دولت اوست»، «موسوی موسوی حمایتت می‌کنیم»، «موسوی با 30 میلیون، رییس‌جمهور ایرون».

زنجیره سبز مردم تهران که نگرانی‌هایی درباره دستکاری در شمارش آرا داشتند، شعار می‌دادند که «اگر تقلب نشه موسوی اول می‌شه». گروه‌هایی هم شعار می‌دادند « تقلبم اگر بشه موسوی اول می‌شه».

حاضران در این زنجیره با همنوایی سرود یار دبستانی نشاطی خاص در بلندترین خیابان تهران ایجاد کردند.

همزمان در سراسر شهرهای کشور نیز زنجیره انسانی جنبش سبز مردم ایران در حمایت از مهندس موسوی گسترده شد تا در آستانه انتخابات ایران برگی دیگر از حمایت مردمی در هواداری از راستی و صداقت ورق بخورد.


 
حمله به مهندس موسوی در صدا و سیما
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٩  
حمله به مهندس موسوی در صدا و سیما
حمله به مهندس موسوی در صدا و سیما
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۱۷
Share/Save/Bookmark
۱ نظر
به خارج از استودیو آمد و در کمال ناباوری، در حالی که فریاد می زد برگه ی یادداشت مهندس را پاره کرد و به زمین کوبید.

کلمه: یکی از همراهان مهندس موسوی از برخی رفتارهای خشن با وی در جریان حضور در محل سازمان خبر داد.
وی در بخشی از وقایع نگاری خود از حریان حضور موسوی در سازمان صداوسیما برگزرای مناظره می نوسد:
 همه چیز روال طبیعی خود را داشت تا این که چندین بار وقتی آقای مهندس موسوی سیاست ها و روندهای اخیر کشور را مورد نقد قرار داد، مجری برنامه به وی تذکر داد که چون در غیاب آقای احمدی نژاد این نقدها صورت گرفته باید به آقای احمدی نژاد وقت مجزا داده شود، حال آن که وقتی آقای احمدی نژاد با شدت و حدت دوره های گذشته به ویژه دوران دفاع مقدس را مورد هجمه قرار داد، هرگز تذکری دریافت نکرده بود. با مشورت دوستان، دکتر محمدرضا بهشتی متن یادآوری به آقای مهندس در این رابطه را به همراه یادداشت دیگری مکتوب کرد.من متن را به استودیو بردم تا برای تحویل مهندس در اختیار مسئولان ذیربط بگذارم. وقتی دو یادداشت را تحویل دادم متوجه شدم که آقای دانشور که نماینده ی شورای سه نفره در استودیو بود یکی از یادداشت ها را نزد خود نگه داشت. پرسیدم چرا یادداشت را به مهندس نمی دهید؟ با برافروختگی هر چه تمام تر و با لحنی کاملاً توهین آمیز مدعی شد که مهندس سخنانش غیرقانونی است و من این یادداشت را به ایشان نمی دهم. سپس به خارج از استودیو آمد و در کمال ناباوری، در حالی که فریاد می زد برگه ی یادداشت مهندس را پاره کرد و به زمین کوبید. در این هنگام مسئول دفتر معاونت سیاسی سیما یادداشت پاره شده را به داخل استودیو برد تا به مهندس تحویل دهد، ولی باز هم این کار انجام نشد. طبق قانون نمایندگان هر کاندیدا حق دارند تا دو بار به وی یادداشت بدهند. احدی هم حق ندارد در این راه مانعی بتراشد یا یادداشت را بخواند یا دخل و تصرفی در آن کند. دانشور خارج از حیطه ی وظایف خود نه تنها یادداشت را خواند بلکه بدون اطلاع ما به زعم خود برای تاثیرگذاری منفی در روند مناظره آن را نزد خود نگه داشت و وقتی که ما متوجه موضوع شدیم با بی ادبانه ترین و پرخاشگرانه ترین روش موجود، اقدام به پاره کردن یادداشت و کوبیدن آن به زمین کرد. لابد دوستان او به خاطر این رفتار زشت و غیراخلاقی به او مدال خواهند داد! اما برای صدا و سیما و آقای ضرغامی که مدعی بی طرفی هستند این یک نقطه ی صد در صد تاریک و غیر قابل توجیه محسوب می شود. ماجرا به همین جا ختم نشد. وقتی آقای مهندس پس از پایان مناظره از کوریدور استودیو به سمت در خروجی در حرکت بود فردی عصبی که حضورش در آن مکان بدون هماهنگی تقریبا ممکن نبود، در حالی که فریاد می زد سعی داشت خود را به مهندس نزدیک نماید. در این حین در تنگی کوریدور و در فشار جمعیت یک شیشه ی قدی در نزدیک ترین فاصله با مهندس فرو ریخت. برای ما باورکردنی نبود که چگونه صدا و سیما که باید نقطه ی امن کاندیداها باشد، تبدیل به چنین صحنه ای شده بود. یکی با پرخاش و فریاد یادداشت مهندس را پاره می کند ودیگری در محلی که کمتر کسی می تواند وارد شود به مهندس هجوم می آورد و همچون دعواهای خیابانی دری شیشه ای می شکند.


کلمات کلیدی: میر حسین موسوی
 
بیانیه مهم موسوی خطاب به ملت ایران
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٩  
بیانیه مهم موسوی خطاب به ملت ایران
بیانیه مهم موسوی خطاب به ملت ایران
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۱
Share/Save/Bookmark
میر حسین موسوی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و نخست وزیر دوران سخت و حساس دفاع مقدس، امروز دوشنبه و در آستانه روز سرنوشت ساز 22 خرداد، بیانیه ای مهم خطاب به مردم و حامیان خود صادر کرد و با تاکید مجدد بر پایبندی به آرمان های ملت بزرگ ایران، از حامیان سبز خود خواست تا ضمن رعایت حقوق مخالفان و محترم شمردن اخلاق اسلامی و قواعد اجتماعی، مراقب باشند به بازی خشونت و زیاده روی خشونت طلبان کشیده نشوند.

کلمه: متن کامل این بیانیه را که میر حسین موسوی در آن برای همه مردم ایران آرزوی ایرانی آزاد و آباد کرده است، به شرح زیر می باشد:

بسمه تعالی
مشارکت درفعالیت ها و رقابت های انتخاباتی امری است خجسته و کارساز و تمرینی است بسوی مردم سالاری که این روزها ایرانیان به شیوه هایی خلاق و خودجوش بدان تمایل و اشتیاق یافته اند. این موج که اکنون خود را به رخ می کشد کار امروز این چند روز نیست، سالهاست که جریان دارد و ادامه خواهد یافت. گاه به بهانه چیزی یا کسی سر بر می کشد و گاه دیگر فرود می آید تا وقت وقتش دوباره برخیزد. 

گونه گونی مردم، جلوه های حضور آنان درعرصه عمومی و فعالیت های اجتماعی و سیاسی را نیز گوناگون و رنگ رنگ کرده است ، رنگ هایی هماهنگ یا درستیز که اگر دستانی هنرمند، به فراوانی همه ایرانیان آنها را بکار برند ، حاصل کار هرچه باشد مایه امید است و اگر به دست کسانی ناشی و بی هنر افتند، نتیجه نامطبوع و زننده می شود و هدف اصلی که همان آزمودن زندگی عقلانی و گسترش روح بردباری است، برباد خواهد شد . خشونت ورزی و زیاده روی شیوه زورگویان متعصب است ،‌ما رنگ سبز را برگزیده ایم تا صلح را به یادمان آورد . سبز، رنگ رشد است، رنگ اخلاق ومعنویت است، رنگ ایرانی آزاد و آباد و بالنده است . ما سرباز آزادی و اخلاق و عدالتیم ، مراقب باشیم که قواعد بازی خشونت و زیاده روی را بر ما تحمیل نکنند، این بازی را به شیوه آزادگان و صالحان باید پیش برد و برد. ازهمه کسانی که زیر رنگ سبز گرد آمده اند انتظار می رود ازخشونت و خشونت طلبان کناره گیری کنند، حقوق مخالفان را پاس دارند و قانون، اخلاق اسلامی و قواعد اجتماعی را محترم شمارند تا رفتارشان الگویی برای آزادگی و بردباری به دست دهد و زمینه ای فراهم آورد تا مردم برای ایرانی آزاد و آباد ، به واقعیت نزدیک تر شود؛ ایرانی که درآن : کارگر غصه نان شب فرزندانش را نداشته باشد؛ کشاورز همه دارایی و سرمایه اش را همیشه در خطر تندبادی ناگهانی نبیند؛ زنان احساس ناامنی و بی پناهی نکنند و مجبور نباشند برای برخورداری ازکمترین حقوق خود به هر ستمی تمکین کنند؛ کودکان ما در امان باشند، آزار نبینند و در آغوش مادرانشان و اگر ممکن نشد در آغوش اجتماع بیاسایند و ببالند؛ منزلت سالمندان ، بزرگ مردان وشیر زنانی که عمر خود را صرف خدمت به این سرزمین کرده اند محفوظ بماند و سفره هایشان گسترده و دستان زحمت کشیده شان پر برکت باشد و عاطفه تقسیم کند؛ پدران و مادران نگران آینده فرزندانشان نباشند؛ دختران و پسران شایسته دوشادوش و برابر در حقوق و فرصت ها با چشم اندازی روشن در پیش رو و امیدوار به زندگی ، ازاینکه در ایران زاده شده اند به خود ببالند و ازاد ازموانع مزاحم و ناروا برای ساختن آینده خود و میهنشان بکوشند؛ معلمان، ولی نعمتان جامعه باشند و فارغ ازگرفتاری معاش بکوشند کودکانمان را فرزند زمان خویش و شهروندانی آگاه و مسوول بار آورند و به فرزندانمان گذشت و دوستی و احترام عقاید مخالف و ایستادگی دربرابر ستم بیاموزند تا نسلی پرورده شود که در صلح زندگی کند و خودکامگی راتاب نیاورد؛ نویسندگان و هنرمندان و دانشمندانمان آزاد باشند تا تخیلات ، خلاقیت ها و ابتکارات خود را بدون ترس ازمحدودیتهای ناروا بروز دهند و دانایی و هنرشان ، در بند بخیلان کم مایه گرفتار نباشد؛ پیروان ادیان و مذاهب و فرقه های مختلف، در کنار هم با دوستی و آرامش زندگی کنند و هیچ کس به خاطر عقاید خود مورد سرزنش و عتاب قرار نگیرد و متحمل محرومیت های اجتماعی نشود؛ بیان عقاید آزاد باشد و کسی به خاطر ابراز عقیده ، شکنجه و آزار نبیند؛ اقلیت های قومی و نژادی، ایران را از خود و خود را همواره ایرانی بدانند و در اداره امور کشور عادلانه سهیم شوند؛ فرصت طلبان مزور، شهدای پاک ایران و اسلام را سرمایه زر و زور خودقرار ندهند ؛ میهن دوستی ، آزادگی و فداکاری به فراموشی سپرده نشود و جانبازان ، سرفراز بمانند و خود را زیان دیده نپندارند؛ مفسدان کیسه خود را از اموال عمومی انباشته نکنند و امکانات عمومی را به نفع خود مورد سوء استفاده قرار ندهند، فرصت طلبان از حلقوم ملت نبرند و بیت المال را که به فرموده امیر عدالت، علی (ع) حق بیوه زنان و یتیمان است ، عرصه تاراج خود و تبار خود نسازند و ... به امید آن روز و با اطمینان ازموفقیت ، سنجیده ومصمم دست به کار شویم و اجازه ندهیم آنان که ازاوضاع آشفته سود می برند با تحمیل زیاده روی وخشونت و بد اخلاقی ، ابتکار عمل را به دست گیرند.
در خاتمه لازم می دانم ازبذل عنایت و میزبانی محبت آمیز مردم ایران ازجمله پیشه وران ، صنعتگران ، فرهیختگان و هنرمندان ، فرهنگیان و ارباب رسانه و مطبوعات ، کارگران و کشاورزان و کارمندان ، مرزبانان و نظامیان ، دانش آموزان و دانشجویان ، نوباوگان و سالمندان ، ورزشکاران وصنوف، اقوام و اقلیت ها، زنان و جوانان و بویژه روستاییان زخمت کش و صبور تشکر نمایم و اطمینان دهم که همراهی و همنشینی من و مردم در صورت پیروزی درانتخابات نیز بااشتیاق ادامه خواهد یافت .
همچنین ازهمه آنان که توفیق دیدارشان را نداشتم عذر می خواهم و امیدوارم درموعدی مناسب افتخار و لذت دیدار حاصل گردد.
این فرزند کوچک ملت، آرزویی جز تحقق آرمان های مردم ایران و یادآوری راه امام(ره) در سینه ندارد و امیدوار است فرصتی دست دهد تا به کمک مردم و میثاق وفاق عمومی، پرکاری و فداکاری و هم افزایی سرمایه های ارزنده اجتماعی، موانع رفاه و آزادی بر طرف و نارسایی ها جبران گردد.
                                                                  میر حسین موسوی – 17 خرداد 1388


کلمات کلیدی: میرحسین موسوی
 
حضرت امام(ره) تا آخر عمرشان به مهندس موسوی علاقه داشتند
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۸  
واکنش مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) نسبت به تحریف سخنان ایشان
حضرت امام(ره) تا آخر عمرشان به مهندس موسوی علاقه داشتند
حضرت امام(ره) تا آخر عمرشان به مهندس موسوی علاقه داشتند
یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۲۵
Share/Save/Bookmark
در پی انتشار پیامکی حاوی نسبتی ناروا به حضرت امام خمینی (ره)، قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) تصریح کرد: امام ‏خمینی به میرحسین موسوی علاقمند بود و تا آخر عمر از او حمایت کرد.‏

کلمه: در پی انتشار پیامکی حاوی نسبتی ناروا به حضرت امام خمینی (ره)، قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) تصریح کرد: امام ‏خمینی به میرحسین موسوی علاقمند بود و تا آخر عمر از او حمایت کرد.‏

دکتر حمید انصاری در گفت‌وگو با مهر در قم در پاسخ به جمله‌ای که به دروغ از حضرت امام نقل شده و با یک نشانی مجهول از صحیفه نور از طرف افراد و وبلاگ‌ها و ‏سایت‌های حامی یکی از ‏کاندیداها منتشر شد آن را کذب محض خواند.‏

وی با ابراز تاسف از توسعه دامنه افترائات، دروغ‌ها، هتک حرمت‌ها و گناهان کبیره‌ای که متأسفانه از ناحیه برخی افراد و جریانات در فضای ‏انتخابات اخیر رخ داده ‏است، گفت: آنچه در این پیامک بوده و در برخی سایت‌ها و وبلاگ‌های حامی یکی از کاندیدا‌ها به چشم می‌خورد یک ‏دروغ آشکار و افترا به امام بزرگوار و از همین ‏مقوله است.‏

قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در ادامه با تأکید بر بی اساس بودن این جمله تصریح کرد: در این پیامک به یکی از صفحات ‏صحیفه نور استناد شده ‏است و از آنجا که صحیفه نور و سایر آثار حضرت امام (ره) در کتابخانه‌ها موجود و در اختیار افراد نیز هست به راحتی ‏می‌توان کذب بودن این ادعا را ثابت کرد.‏

وی در ادامه با ابراز تاسف از انتشار چنین افترائاتی نسبت به حضرت امام آن هم تنها دو روز پس از سالگرد ارتحال ایشان افزود: آنچه از ‏بیانات حضرت امام (ره) در ‏مورد مهندس موسوی چه در زمان تصدی دولت و چه قبل و بعد از آن وجود دارد، در آثار امام (ره) قابل جستجو و ‏دستیابی است و من برای روشن شدن افکار عمومی ‏مشخصا به دو فراز اشاره می‌کنم.

انصاری یادآور شد: یکی از این دو فراز مربوط به زمانی است که عده‌ای ‏به انتقاد از دولت ایشان و مخالفت با ایشان پرداخته بودند که حضرت امام (ره) ‏فرمودند: "آقای مهندس موسوی را شخصی متدین و متعهد و ‏در وضع بسیار پیچیده کشور، دولت ایشان را موفق می‌دانم". (صحیفه امام، ج 19 ص 393)‏

دکتر انصاری تصریح کرد: من فکر می‌کنم که این فراز اخیر در سخنان امام پاسخی است روشن به سیاه نمایی‌هایی که علیه موفقیت‌های ‏چشمگیر دولت بسیجی جناب‌ ‏مهندس موسوی در دوران اخیر صورت گرفته و می‌گیرد.‏

قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام در ادامه افزود: فراز دیگری که باید اشاره کنم مربوط به آذر ماه 67 یعنی سه ماه پس از ماجرای ‏استعفای میر حسین موسوی ‏از نخست وزیری است که به خوبی علاقه و موضع امام را نسبت به ایشان نشان می‌دهد و این نگاه تا پایان ‏عمر امام(ره) نیز ادامه داشت.

وی ادامه داد: امام فرمودند "از آنجا که ‏ممکن است این روزها افرادی بخواهند نسبت به دولت خدمتگذار شبهات و القائاتی ‏در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بی‌شائبه و طاقت فرسای شما را خصوصا در ‏مسأله جنگ خدشه دار نمایند، لازم است این نکته را ‏تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردی لایق و دلسوز برای انقلاب اسلامی می‌دانم و زحمات شما را در ‏دوران جنگ و تجهیز سپاهیان ‏اسلام فراموش نمی‌کنم و الان نیز شما را تأیید و حمایت می‌کنم".(صحیفه امام ـ ج 21 ص 200)‏

دکتر انصاری در ادامه با بیان این نکته که گویی این فراز سخنان امام (ره) برای امروز و چنین روزهایی بیان شده است، تصریح کرد: موضع ‏امام خمینی (ره) نسبت به ‏مهندس موسوی تا پایان عمر همین گونه بود و هیچ تغییری نداشت و احترام حضرت امام (ره) به آقای موسوی ‏برای نزدیکان بیت و دفتر امام و سایر کسانی که در ‏خدمت امام بودند کاملا مشهود بود.‏

قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی تأکید کرد: واقعا امام (ره) مهندس موسوی را دوست داشت و علاقه امام به او علاقه‌ای فراتر ‏از رابطه با رییس یک ‏دولت اسلامی بود به گونه‌ای که امام در خلوت و ادعیه خویش نیز موفقیت مهندس موسوی را از خداوند طلب می‌کرد.‏

دکتر انصاری افزود: صرف‌نظر از وظیفه اخلاقی و شرعی‌ای که در حفظ راه و کلام امام بر دوش همه ماست و به دور از از فضای ‏انتخاباتی از باب وظیفه ‏قانونی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در حراست از کلام ایشان موظف بودم که واقعیت‌ها را به گوش مردم ‏برسانم.


 
حمایت 700 نویسنده ، هنرمند موسیقی و تجسمی دیگر از موسوی
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۸  
حمایت 700 نویسنده ، هنرمند موسیقی و تجسمی دیگر از موسوی
حمایت 700 نویسنده ، هنرمند موسیقی و تجسمی دیگر از موسوی
یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۲۹
Share/Save/Bookmark
گروه زیادی از نویسندگان ، هنرمندان تجسمی و اهالی موسیقی از مهندس موسوی برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری حمایت کردند.

کلمه: گروه زیادی از نویسندگان ، هنرمندان تجسمی و اهالی موسیقی از مهندس موسوی برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری حمایت کردند.

در بیانیه این گروه آمده است :

آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشایید
به رفتار شما می تابد

ما هنرمندان به خاطر اعتلای ایران ، به خاطر شکوفایی فرهنگ و هنر ، به خاطر فردایی بهتر ، سرشار از روشنی ، آگاهی ، عدالت ، آزادی ، ایمان و مهربانی از همه شهروندان میهن اسلامی می خواهیم در انتخابات پیش رو شرکت کنند و رای سبز خود را به نام هنرمند و مدیر برحسته کشور آقای مهندس میرحسین موسوی به صندوق ها بیاندازد.

فهرست هنرمندان تجسمی حامی میرحسین موسوی نیز به این شرح است:

احمد اسفندیاری- منصوره حسینی- پرویز تناولی- محمد احصایی- آیدین آغداشلو- لیلی گلستان- بهمن جلالی- فریده لاشایی- ابراهیم حقیقی- منوچهر معتبر- پرویز کلانتری- غلامحسین نامی- محمدابراهیم جعفری- علی اکبر صادقی- بهروز دارش- مهدی حسینی- جلال شباهنگی- کورش شیشه گران- رضا بانگیز - فرح اصولی- واحد خاکدان- حسین خسروجردی- رضا عابدینی- توکا نیستانی- آیدین آغداشلو . الیکا ابراهیمی قاجار. محمد احصایی. مهرداد احمدی شیخانی. فرزاد ادیبی. احمد اسفندیاری. ایرج اسکندری. فرح اصولی. شهرزاد اصولی. بابک اطمینانی. یعقوب امدادیان. دکتر عطاءالله امیدوار. سهیلا ابراهیمی. علی اتحاد. حسام اسلامی. فرنام اعتصامی. الهام اعتمادی. مهتاب افشار. حمید اکبری. امیر اکبری. هادی انصاری. نازگل انصاری نیا. محمد آرزم. جمشید بایرامی. رضا بانگیز . مجید بلوچ. دادبه بصیر. حمیدرضا بنی کریم. لیندا بهرامپور. حسین پدیدار. ارسطو پورمقدم. شیده تامی. محمدعلی ترقی جاه. پرویز تناولی. ساسان توکلی فارسانی. صادق تیرافکن. نیکو ترخانی. بهمن جلالی. محمدابراهیم جعفری. هادی جمالی. رعنا جوادی. اقبال جدی. سارا جعفری. پویا جمالی. پگاه جمالی. اقبال جوادی. مهدی جواهری. کاظم چلیپا. حسین چراغچی. ابراهیم حقیقی. بزرگمهر حسین پور. مهدی حسینی. منصوره حسینی. فرزاد حسنی. عباس حسینی. هادی حکیمی. واحد خاکدان. جمالدین خرمی نژاد. حسین خسروجردی. شهناز خوانساری. محمد خدادادی. ساناز خیاطی. بهروز دارش. مصطفی دره باغی. مرتضی دره باغی. علی دوراندیش. سیده زهرا دلیل. علی دهقانی. حسینعلی ذابحی. مهرداد ذوالنور. امیر راد. اردشیر رستمی. علی رشیدی. زهرا رهنورد. مجید راد. حسین رحمتی. ایرج زرگامی. مهران زمانی. معصومه زارع. افشین زرین. ترانه ساحل. مسعود سپهر. مهوش سهیلی. ساناز ستارزاده. بهار سعادت. فیروز شافعی. مرجان شاهرخی. کورش شیشه گران. محمدعلی شاکری راد. علیرضا شهریاری. محمدعلی شاکری. جلال شباهنگی. مهدی شعبانی. نوید شناسی. فرهاد شهریارالملکی. اسرافیل شیرچی. علی اکبر صادقی. ترانه صاحب. رضوان صادق زاده. حبیب الله صادقی. منیژه صحی. صبا صفری. سینا صفی. منصور ضابطیان. مریم طباطبایی. سید اسدالله طبیب زاده. رضا عابدینی. علی عامه کن. مجید عباسی. مجید عقیلی. محمدحسین عقیلی. سمیرا علیخانزاده. محمدحسین عماد. محمدجواد عطارزاده. آذر عفیف. سعید عمادی. فرشته غازی راد. محمد غفوری. امیرشاهرخ فریوسفی. گلناز فتحی. شهاب فتوحی. بیتا فیاضی. فلور فیض بخش. سیامک فیلی زاده. حسین فیلی زاده. نیما فائز. امیتیس فرهادپور. فرهاد فروتن. مریم فریدونی. سینا فهیم زاده. محمدرضا فیروزه ای. امیرسعید قالی چی ها. مجتبی قربان پور. مرجان کشاورزی. پرویز کلانتری. بهرام کلهرنیا. مریم که وند. بهروز کیانی. بابک کاظمی. هما کرم پور. محبوبه کرملی. مرضیه کرملی. مانیا کریمیان پور. حمیرا کسرایی. نیلوفر کیهانی. لیلی گلستان. شهرام گلپریان. کورش گلناری. مهشید گرامی. فریده لاشایی. مقداد لرپور. قاسم لطفی. حسین ماهر. مهرداد محب علی. فتح الله مرزبان. احمد مرشدلو. ساعد مشکی. منوچهر معتبر. معصومه مظفری. مهران مهاجر. محمد میرعلایی. میثم محفوظ. علی محمودی. آزاده مدنی. دلشاد مرسوش. یاسمن معنوی. صبا مقدمی. فاتک موسوی. نزار موسوی نیا. رکسانا مومنی. بابک میرشریفی. غلامحسین نامی. مسعود نجات. کریم نصر. حمید نصیرزاده بهرامی. حسین نوروزی. توکا نیستانی. مانا نیستانی. اکبر نیکان پور. غلامرضا نامی. احمد نقی لو. مژگان نیک بخت. طاهره نیکخواه ابیانه. مانی نیل چیان. مونا هنرمند. پانته آ واعظ نیا. رامبد والا. علیرضا وزیری زاده. پریا وطن خواه. احمد وکیلی. عادل یونسی

فهرست نویسندگان، شاعران و پژوهشگران حامی موسوی به شرح زیر است :

ناصر تکمیل همایون. پرویز رجبی. مصطفی پورنجاتی. یونس تراکمه. پگاه احمدی. خاطره حجازی. عبدالجبار کاکایی. فریدون عموزاده خلیلی. فاطمه راکعی. قاسمعلی فراست. سهیل محمودی. گراناز موسوی. حسین سناپور.ساعد باقری. خجسته کیهان. علیرضا کاکایی .مژده دقیقی.

رسول آبادیان. محبوبه آب برین. علی رضا آبیز. احمد آرام. محمد آشور. شمس آقاجانی. اکبر آزاد. شهره احدیت. پگاه احمدی. فاطمه اختصاری. موژان اردانی. مهیار ارجمند. پیمان اسماعیلی. میترا الیاتی. لیلا ایمانی. اسماعیل امینی. ساعد باقری. راضیه بهرامی. محمدعلی بهمنی. سعید بیابانکی. هاشم باروقی. امید بلاغتی. محسن بوالحسنی. میثاق بوالحسنی. سیامک بهرام پور. محمود بهرامی. علیرضا بهنام. احمد پرهیزی. مجتبی پورمحسن. شمس پورمحمدی. مصطفی پورنجاتی. یونس تراکمه. شاهرخ تندرو صالح. رویا تفتی. ناصر تکمیل همایون. سپیده جدیری. ناما جعفری. گلاره جمشیدی. امیر حسین چگینی. سپیده چمن زاده. خاطره حجازی. آزیتا حقیقی جو. رضا حیرانی. مصطفی خرامان. حامد خدادادی. راضیه خسروی. فرشته ذاکر. فاطمه راکعی. نیما راد. پرویز رجبی. مهدی رحیمی. مهدی رحیمی. بهاره رضایی. پدرام رضایی زاده. کورش رنجبر. الهه رهرونیا. رویا زرین. سعیده زمانی. مونا زنده دل. فروزان سجودی. فاطمه سالاروند. سید عباس سجادی. محمد سلمانی. محسن سراجی. میترا سرانی اصل. حسین سناپور. پوریا سوری. پردیس سیاسی. پیام سیستانی. مونا شجاعی سعدی. شبنم شعبانی. آرش شفاعی. حسین شهرابی. موسی شیرزایی. فریبا صفری نژاد. شاهرخ صلح جو. سمانه طالبی. مهدی طوسی. علی طهماسبی. افشین علاء. محمدحسین عابدی. سعید عباسپور. علی عبداللهی. وحید عرفانیان. عطیه عطارزاده. سینا علی محمدی. آیدا عمیدی. مژگان عمادی. فریدون عموزاده خلیلی. قاسمعلی فراست. ناصر فیض. حسن فرهنگی. مریم فیروزی. مهرداد قاسمفر. فرزانه قوامی. عرفان کارن. آزاده کاظمی. علیرضا کاکاوند. ابوذر کریمی. سینا کمال آبادی. خجسته کیهان. فواد گودرزی. محمد لوطیج. سهیل محمودی. مهدی مظاهری. محمدحسین مهدوی (م. موید). مجتبی مهدوی. مصطفی محدثی. بیوک ملکی. جواد ماهزاده. سید رضا محمدی. علی محمودی. متین محمدی. بهاءالدین مرشدی. محسن مشایخی. فرخنده مشهدی زاده. زهرا ملوکی. گراناز موسوی. مزدک موسوی. سحر مهرعلیان. مسعود میری. الهام میزبان. فاضل نظری. سپینود ناجیان. سمانه نائینی. سولماز نراقی. ثنا نصاری. آرش نصرت اللهی. پویا نعمت اللهی. امید نقوی. مهدی نیزه دار. پانته آ واعظ نیا. محسن وطنی. فرزین هومان فر. معصومه یوسفی. مهناز یوسفی و علی رضا سپاهی یونسی

فهرست موسیقی دانان حامی موسوی نیز به این شرح است :

شاهین فرهت . حسین علیزاده. دکتر حسن ریاحی. دکتر محمد سریر. دکتر مصطفی پورتراب. داریوش پیرنیاکان. داوود گنجه ای. کیهان کلهر. جلال ذوالفنون. ناصر چشم آذر. سهیل محمودی. محمدعلی بهمنی. فریبرز لاچینی. فردین خلعتبری. همایون نصیری. تورج شعبانخانی. افشین یداللهی. خلیل جوادی . کیوان ساکت. یغما گلرویی. بابک ریاحی پور. ساعد باقری. مهرداد پازوکی. حسین زمان. غلام کویتی پور. خشایار اعتمادی و ...

رضا آبایی . بهزاد ابطحی . بهنام ابطحی . پیروز ارجمند . اکبر آزاد . علی استیری . حسین استیری . مهدی اسدی . حمید اصغری . مهرزاد اصفهان پور . خشایار اعتمادی . مسعود امامی سامان امامی. اهورا ایمان. ساعد باقری . علیرضا بلوری . روزبه بمانی . محمدعلی بهمنی . شاهکار بینش پژوه. مهرداد پازوکی . دکتر پورتراب . شاهرخ پوریامین . داریوش پیرنیاکان .امید تاجیک . امیر تاجیک . علی تفرشی. خلیل جوادی . بابک جهانبخش. محمدعلی چاوشی . محمدرضا چراغعلی . ناصر چشم آذر . بابک چمن آرا.امید حاجیلی . پوریا حیدری . مسعود خادم . فردین خلعتبری. مهران خلیلی . حمید خندان . جاوید خوشدل . محمدعلی خواجه نوری.پدرام درخشانی . بهرام دهقانیار . جلال ذوالفنون.محمدرضا رحمانی . علی رحیمی . امین رستمی . بابک ریاحی پور. محمد زارع . بابک زرین . حسین زمان

مرتضی ساعدی . حسین الدین سجادی . عباس سجادی . هومن سزاواز . عرفان سلیمی. کیوان ساکت.کامبیز شاهین مقدم . محسن شریفیان . تورج شعبانخانی . علی شهبازی . سعید شهرام . امیر شهیار.داریوش صالح پور . علی صمدپور. حمیدرضا صمدی . کورش صنعتی .علی ضیائی.مازیار عصری . حامد عسکری . افشین علا . حسین علیزاده.فرمان فتحعلیان . شاهین فرهت.گرشا قباد . ایمان قیاسی.عبدالجبار کاکایی . مجتبی کبیری . کیهان کلهر . غلام کویتی پور. علیرضا کیوانفرد . کارن کیهانی .یغما گلرویی . حمیدرضا گلشن . داوود گنجه ای . محمد مهدی گورنگی.فریبرز لاچینی . نیلوفر لاری پور . سروش لشگری (هیچکس) . رضا لمعانی .رضا ماد . سهیل محمودی . ملودی محمودی . امیر مرزبان . نعیم مسچیان . آرش مشورت . کسری معظمی . آرش مقدم . حمیدرضا منبتی . علی موثقی . سید محمد موسوی . سید مهدی موسوی . علی مهراد . علیرضا میرآقا. جواد منتظری.نریمان . همایون نصیری . مریم نوابی نژاد ،فریبا وکیلی .کارن همایونفر . مسعود همایونی.پاشا یثربی . افشین یداللهی . حمیدرضا یراقچیان . پیمان یزدانیان . میثم یوسفی